انديشه اختصاص يافتن روزی خاص برای بزرگداشت مقام زن به اوايل قرن بيستم باز می گردد. اين مقطع زمانی در جهان صنعتی با توسعه، تنش اجتماعی، رشد عظيم جمعيت و ظهور ايدئولوژی های تندرو همراه بود. اين انديشه نخستين بار توسط حزب سوسياليست آمريکا طرح شد که در سال ۱۹۰۹، روز بيست و هشتم فوريه را برای اين منظور پيشنهاد کرد.
اما حرکتهای اجتماعی معاصر زنان در ايران را می توان در مقطع انقلاب مشروطيت و اوايل دوران پهلوی رديابی کرد. در اين مقطع بود که تغييرات اجتماعی- اقتصادی و پاگيری نهال آموزش همگانی تاثيرات عميقی بر اعتقادات رايج جامعه به دنبال داشت که از آن جمله می توان به ناپسند شمرده شدن چند همسری اشاره کرد.
اين تحولات البته با مقاومت شديد لايه های سنتی و بخش عمده ای از روحانيت مواجه بود و برخی از مخالفين، بانيان مدارس دخترانه را بهائی خواندند و فتوای قتلشان را صادر کردند. از زنان فعال در دوره مشروطه می توان به طوبی آزموده، مدير مدرسه ناموس، ماهرخ گوهر شناس، مدير مدرسه ترقی بنات و زينب پاشا، زن مبارز آذربايجانی اشاره کرد.
روز جهانی زن نخستين بار در سال ۱۳۰۰ شمسی توسط گروه قليلی از زنان سوسياليست ايران در بندر انزلی برگزار شد. اين مراسم تا پنجاه و هفت سال بعد يعنی تا هفدهم اسفند ماه ۱۳۵۷ و اندکی بعد از انقلاب تکرار نشد و در آن سال نيز با واکنش خشمگين نيروهایی مواجه شد.
روزنامه شرق در تحليلی به اين مناسبت در خصوص وقايع آن سال می نويسد: تلويزيون رسمی کشور يک روز پيش از برگزاری اين مراسم در سال ۵۷ از قول زنان مجاهد مسلمان اعلام می کند که اين روز يک سنت غربی است و روز زن در حکومت اسلامی به زودی اعلام خواهد شد. در فردای همان روز، مراسم گراميداشت روز زن در دانشگاه تهران توسط گروهی از مردان مختل می شود و زنان شرکت کننده در اين مراسم در مسير بازگشت مورد حمله قرار می گيرند.
در سالهای بعد، عملا ً اجازه و يا امکان برگزاری مراسم هشتم مارس از زنان سلب شد و پاسداشت اين روز به نهانگاه خانه ها محدود شد. اين ممنوعيت تا سال ۱۳۷۸ ادامه داشت، اما طی ۵ سال گذشته، زنان ايران موفق شده اند علیرغم مخالفتها و حتی برخوردهای فيزيکی عناصری ، هشتم مارس را بصورت علنی جشن بگيرند.