سه روز گذشت و مسئولین شهرمون غرق در زیبایی این طبیعت برفی شده بودند،از طرفی سردی هوا باعث شد اونها زودتر از اداره به خونه هاشون برن و در جوار بخاری ها در کنار پنجره منزلشون به بازی کودکان کوچیکشون نگاه کنن.اینقدر بی خیال بودند که انگار یادشون رفته که مردم اونارو انتخاب کردند تا وقتی می خوابن بدونند کسانی بیدارن تا کارهای شهرشون رو انجام بدن.یادمه چند ماه قبل وقتی اعضای شورای شهر با یک برنامه کزایی می خواستن از بین کاندیداها،شهردار انتخاب کنن صورتامون داشت از سیاهی گرد آسفالتها تبدیل به ذغال می شد حتی برای مردمی که به خاطر عدم گنگ کشی کوچه هاشون نمی گذاشتن اونجا آسفالت شه با دعوا و با بجان هم انداختن مردم،کوچه هاشون آسفالت می کردن اونم در حلول روز و با سد معبر کردن تا مردمی که از کنارشون رد می شدن بدونن این مسئولین چقدر بفکر اونا و هم آسفالت کردنن.این کار باعث شد موشهای شهرمون انزلی سراز شکم گربه ها دربیارن و البته مسولین از دعای گربه های شهرمون بی نصیب نشدن و گربه ها با آوازهای مستانه شب را می گزروندن و وضعیت طوری شده بود که من میترسیدم از کنار کارگر های شهرداری ردشم چون ممکن بود هرآن یک غلطک روی صورتم چین و چروک بیندازد تا برای صاف کردن و مرمت کاری چیزی از قلم نیفتاده باشه.از طرفی شهردار هم که از طرف مدیران با علم شورای شهرمان انتخاب شه دیگه جای حرفی هم نمیزاره.بنده خدا چیزی به غیر از این هم بلد نبوده و نیست پس وای به حال متخصصان شهر با علممون انزلی که تعدادشان از ماهی های دریامون بیشتره و هیچ کاری نمی کنند چون عضو هیچ باند و دسته ای نمی شن تا مردم شهرمون از علم و دانش و ابتکاراتشون بهره ببرند و همین نیرو های خبره ما سر از استانهای دیگه و شهرهای دیگه دربیارن و چه کارهایی هم که نمی کنن.
البته شهردار منتخب قبل از اینکه ازبین اون کاندیداها انتخاب بشه یه کار دیگه ای هم کرد و اون اینه که (این مسئله خیلی داره باب میشه)به فک و فامیلش پول میداد تا براش پرده بزنند و ازش قدردانی کنند.(خودتون نحقیق کنید)خلاصه از تمام امکانات دولتی استفاده کرد (برخلاف سایر کاندیداها)تا این مقام مهم رو کسب کنه.
اوه ، مثل اینکه صدای پای داریوش(2) میاد.فکرکنم بازم یادم رفت که نباید سیاسی صحبت کنم چه کنم چون عادت کردم باید بالای سرم زور باشه تا ...خلاصه بعد از تئاتری که سناریوی آن قبلا توسط اعضای شوارای شهرمن انزلی تهیه شده بود شهردار انتخاب شد.حال کار ندارم که اعضای شورای شهرممون از نظر علمی در چه سطحی هستن.(کافیه نگاهی به مدارک تحصیلیشون بیندازید) الان که هر کارشناس بیکاری برای کسب شغل هزاران مدرک جنبی رو علاوه بر مدرک تحصیلیش باید داشته باشه این بزرگواران چگونه به خود اجازه می دهند که خود را اهل فن بدونند جای سوال داره.خوب به هرحال منتخب مردم هستند لابد مردم خواستند که همین عزیزان باشند . پش شاید حق این مردم همینه.
ولی یه چیزو می خوام اعترف کنم خوب کت و شلواری می پوشند و از علم مدیریت ظاعر آراسته داشتن رو بلدن،حتی حاضر نبودن در روز برفی یک کاپشن تنشان کنند و یا یه چکمه(بت)را هم به تیپشان اضافه کنن.فرماندار خوبمون اینقدر آدم مهربونی که نگو.این برادرم برای عدم نگرانی مسئولین استان و برای اینکه نخواد دل اونارو بشکنه و صحبت از وضعیت بحرانی انزلی بکنه ساکت نشست و حتی یه تلفن یا مصاحبه درست و حسابی ترتیب نداد تا خبری از مصیبتی که شهرمن انزلی در اون گرفتار شده بود رو به گوش مسئولین بالاتر برسونه.در حالی که وقتی 70 سانت برف در رشت نشست ، همه نگران بودندند در حالی که د انزلی 1مترو 20سانت برف نشسته بود و هیچ کس هیچ صحبتی از اون نکرد...حتی رسانه های ملی هم مثل اینکه با ما قهرا.حتما وضعیت خوب بوده دیگه . شاید هم اصلا برفی نیامده بود.(کورش سرش رو تکون داد)
صبح روز چهارم رفتم سوپر مارکت محلمون یه بچه کوچیک حدودا 5 ساله به باباش حکم می کرد و میگفت بابا بابا من یه ماشین بزرگ می خوام که جلوش بیل داره می خوام برفا رو باهاش جمع کنم.بابای بچه چشم غره ای رفت و بچه لال شد.تواین حال من دست اون بچه کوچولو رو گرفتم گفتم کوچولو تو نگران برفا نباش ما یه نفر داریم به اسم عمو شهردار که بیل مکانیکی های خوشگل و بزرگی داره حتما میگم یکی هم برای تو بیاره.بچه کوچولو که اسمش حمید بود گفت راست میگی؟کی میار؟گفتم الان عمو شهردار که خوابه بیدار که شد میگم یکی برات بیاره تا باهاش برفارو جمع کنی.خلاصه کورش جان تا شهردار و مدیران محترم شورای شهر بخوان از خواب بلندشن طبق گفته اونا آسمون انزلی سوراخ شد و 1 متر و 50 سانت برف ریخت تو شهر و مردمو بیچاره کرد.اینقدر این مسئله ناگهانی بود که حتی ماشین های آتش نشانی دربرخی از جاها ماشین های پلیس زیر برف و یا وسط برف گیر کردند که عکس های یادگاریش موجد هست،البته موقع عکس گرفتن یکی از جناب سروانا منو دعوا کرد!!!! اون موقع بود که شهردار انزلی که بنا به انتخاب اعضای محترم شورای شهر یکی از اصلح ترین کاندیداها بودند مدیریتش به این صورت گل کرد که وقتی از خواب بیدار شد و عزمش رو جزم کرد که به سر کار بره تا اومد پاهاش رو رو پله اول خونش بزاره دید تا کمر تو برف فرو رفته اونوقت بود که موبایلشو ببخشید همراهشو روشن کرد زنگ زد این ورو اون ور که کجایید بیایید من گیر کردم که یکی از اونور خط گفت قربان لودرامون تو پارکینگ موندنو برف روشون پوشونده.
خلاصه یهو شهردار به خودش اومد و با خودش گفت ای بابا من خودم یه زمان پیمان کاربودم الان بهتره زنگ بزنم دو سه تا بیل مکانیکی اجاره کنم یه نونی هم رفقا بخورن دیگه.پولا رو ریختن به حساب صاحبان لودر.تازه اینجا بود که نمایش لودرها در سطح شهر شروع شد.بعد از 5 روز فقط به اندازه یه ماشین ماتیز راه رو باز کردنند تازه اینقده آروم کار میکردند تا کارشون طول بکشه پول بیشتری گیرشون بیاد و دستگاههاشون هم حتی یه لک برنداره تا یه وقت نکنه مجبور بشن ببرن کارواش و خدای ناکرده یه نونی هم صاحب کارواش به جیب بزنه.
خلاصه این عمو شهردارمون اینقده غرق در بیل و لودر بود که یهو سقفای محل کارش به علت سنگینی برف رو سر خودشو پرسنل خراب شد یکی پس از دیگری.تازه اینجا بود که فهمید شهر علاوه بر خیابون خونه و خونه سقف داره. از طرفی مردم مونده بودند برف پشت بومشون کجا بریزن وقتی جلوی درشون 2متر و 30 سانت برف مثه دیوار برلین فد علم کرده بود خلاصه هنوز اطلاع دقیقی از لودر هایی که به خانه شهردار جهت پاکسازی رفته بودند و دیگر برنگشتند دردست نداریم.(شاید آماده باش هستند قبل از اینکه برف به حیاط خاه شهردار محترم برسد رو هوا جمش کنند)در ضمن کورش جان لودر های کرایه ای عمو شهردار هنوز هم مشغول دور زدن در سطح شهر هستند و و قتی مردم از آنان در خواست کمک می کنند پا رو رو پدال گاز قشار می دهند و از محل میگریزند تا یه وقت نکنه ماشیناشون زیر این همه فشار بارگیری و تخلیه برف کمرخم کنن و زمین گیرشن.کورش حواست با منه ؟ ا مگه با تو نیستم؟اوه مثل اینکه خوابیده.!!! اینم که مثل عمو شهردار تا یه بمب روسرش نیفته قضیه رو جدی نمیگیره.باشه برم برفای سقفمون پارو کنم